لیلی و مجنون. بخش چهارم

#لیلی_و_مجنون #بخش_چهارم و اما اندر احوال لیلی، این شاهنشه ملک خوبرویی و رشک رخ ماه آسمانی، که در گذر زمان سرو قامتش کشیده‌تر می‌گشت و زیباییش نفس‌گیرتر، تا هزاران دل‌داده در آرزوی گل‌انگبین اش در تب و تاب باشند بی‌قرار‌. و اما میرفت نهفته بر سر بام نظاره کنان از صبح تا شام تا مجنون[…]

لیلی و مجنون. بخش دوم

#لیلی_و_مجنون #بخش_دوم اهل قبیله لیلی چون از موضوع آگاه گشتند راه را بر مجنون بستند و پل روی جوی را شکستند. مجنون از مشقت جدایی بر خود نبود و در رسوایی افسانه گشته بود. خویشان و نزدیکان از رفتار وی در شکایت و پدر از حکایت وی غمناک و در حسرت. پندش دادند و پند[…]