بهاری می‌شوم!

آرام آرام زیر نم نم باران قدم می‌زنم. آهنگ کازابلانکا در گوشم می‌خواند. زمین خیس است و سبزه‌ها رو به آسمون با ملودی ترد باران، می‌رقصند. نگاهم به شاخه‌ی درختی گره می‌خورد که چطور به مهر و شاید؛ دردی جانسوز، بچگانی خرد را به انتظار نشسته. با دقت اطرافم را زیر نظر دارم. گل‌های ریز[…]