عاشق دردمند! زیبای غنی!
چه خاطراتی که بر حافظه‌ی خویش حک کرده ای و به بلندای بی‌پایان تاریخ چین در چین دامانت وصله خواهی زد.
چه یادهایی،
و چه نامهایی،
که تا ابدیت در شکن شکن شال حریر اخرایی‌ات، نا آرام و بی پروا خواهند رقصید.
هر بار چهره برافروزی، دلی و دستی را خواه لرزاند.
هر بار شالی بتکانی، قطره‌‌ی گرم اشکی، شوری جنون آمیز به محتوای عاشقی‌ات خواهد افزود.
سال به سال سنگین‌تر، عمیق‌تر، عاشق‌تر و محزون‌تر…
این است راز پیچ در پیچ رنگارنگ‌ات….

نازی تارقلی زاده